... و زنگ هنر فرا رسید! و ما منتظر معلمی بودیم که نه او را دیده بودیم و نه او را میشناختیم ، 10 الی 20 دقیقه منتظر او شدیم تا اینکه درب کلاس باز شد و ناگهان مردی سیاه پوش با موهای بلند و فرفری وارد کلاس شد ، دهن همه ی بچه ها باز شده بود و به معلم نگاه میکردند ، و همگی به یکدیگر نگاه کردیم و خندیدیم
، معلم نسبتا چاق بود و خیلی شبیه هنرمندان نقاش بود ، فکر میکردیم بسیار غّد و عصبانی باشد اما دیدیم که نه بابا همچین بدجنسم نیست و سر سه سوت با هم پسر خاله شدیم
و شروع کردیم به پرسیدن سوالات جور واجور ، پرسیدیم آقا پرسپولیسی هستی یا استقلالی؟ معلم اول از همه سرشماری کرد و چون دید استقلالی ها بیشتر هستن مقداری طفره رفت و گفت هیچکدام
، همه خندیدیم و پرسیدیم آقا مگه میشه؟! معلم هم گفت بله که میشه من طرفدار هیچ تیمی نیستم، ولی من فکر کنم چون دید طرفداران استقلال بیشتر هستند چیزی نگفت و گرنه طرفدار پیروزی بود!
معلم پرسید کدوم یک از شما بچه ها با خودش گوشی آورده؟ تعدادی از بچه ها از جمله خود من دستمون رو بالا بردیم ،(البته گوشی در کیف من خاموش بود) معلم پرسید به چه کسی زنگ میزنید؟
تا خواستیم جواب بدهیم یکی از دوستام گفت به دوست دختراشون!!!
همه زدیم زیر خنده ، و معلم اسم دوستم را روی تخته نوشت و بعد به او گفت حالا برو بگو همان دوست دخترت بیاید و اسمت را از روی تخته پاک کند!
سلام
من یک دانشجو از قشر متوسط هستم که به لطف خدا و با کمک سی ان 3 دارم یک پول دار واقعی میشم. شما هم اگر علاقه مندید بدون هیچ سرمایه ای پول دار شوید، به وبلاگ من سری بزنید و روی لینک «ماهیانه 500 هزار تومان درآمد تضمینی داشته باشید» کلیک کنید و بقیه ی کارها رو خیلی راحت انجام بدید. مطمئن باشید ضرر نمی کنید.